تبلیغات
نقش جهان - دریای خزر یا کاسپین؟؟؟

نقش جهان


آن سوی رشته کوه های البرزپس ازدود و ودم تهران و جاده ی پرپیچ وخم وپرازتونل چالوس سرزمینی سبزونمناک همچون گردنبند زمرد درکنار دریای کاسپین دلربایی می کند. از شهر و دود وکوه و جنگل باید گذشت تا به کناره دریا رسید.دریایی کهن که گرچه در جغرافیا است و پهناورترین دریاچه جهان است به دریا می شناسندش. کناره پهن و گسترده اش برای تمام مردم ایران جا دارد واین کناره نقش ردپای ییشتر مردم را به خود دیده است. از جاده و کوه جنگل که میگذری نام خزر شهر و خزر آباد و خزر دره و... را می بینی اما نام کاسپین کم پیداست و به جز چند فروشگاه و ... زیاد به چشم نمی خورد. گرچه شماری از مردم این دریا را کاسپین یا مازندران می خوانند اما بیشتر انان به خزر میشناسند و حتی این نام را بر فرزندان خود نیز میگذارند.
این در حالی است که خزر نام قومی بربرستیزه جو و غیر ایرانی است که در بین شمال باختری دریای کاسپین و دریای سیاه سکونت داشتند. این قوم که در درازنای تاریخ به قومی وحشی مشهورند. در حدود سده ششم میلادی حکومت مستقلی به وجود آوردند و کشور خود را خاقانات خزر نامیدند. آنان پس از تشکیل فرمانروایی مستقل یورش به اقوام همسایه را که بیشتر مردمان اسلاو بودند آغاز کردند وهر از گاهی نیززیان هایی به بخش های شمالی امپراتوری ساسانی میرساندند تا انکه برای جلوگیری از یورشهای این قوم وحشی به دستور کیخسروانوشیروان

دیواری بزرگ درشهردربند ساخاه شد که سنگ نبشته این دستورنیزهمچنان برجاست.تا آن که درسده ی 9و10 میلادی با یورش اقوام روس خزرها سرزمین هایشان راازدست دادند وبه سوی اروپای خاوری گریختند.

اما کاسپین که دربسیاری اززبان های جهان برای اشاره به این دریاچه به کارمی رود ازنام قوم ایرانی وسفید پوست کاسپی گرفته شده است که ابتدا در کرانه های باختری تا جنوب باختری دریاچه ساکن بوده اند وکم کم تا کرانه های جنوبی آمدند. ازدیدگاه قوم شناسی نیزبر پایه پزوهش جدیدی که درباره ی زنتیک مردمان جنوبی این دریا شده چنین گواهی شده که مردمان گلیک زبان همگی از سوی پدری از نوادگان مردمی هستند ازباختر دریا آمدند.

بودن شهری به نام دروازه کاسپین(دربند)در ورودی سرزمین باستان تبرستان(که هم اکنون دراستان تهران است)گواهی دیگربراین ادعاست.نام های کاشان وقزوین نیزبیانگراین موضوع اند کاسپین نام جهانی و حقیقی این دریا است.

دانستن همین تاریخچه کوتاه هرایرانی را برآن می دارد تا کاسپین را خزر نخواند.




طبقه بندی: تاریخی، 

اشتراک و ارسال مطلب به:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1390/01/21 توسط : نقش جهان

روستای نهوج
سه شنبه 1390/11/11 22:19
پاسخ نقش جهان : سلام ممنون از حضور شما
16 تیم در لیگ برای نام خلیج فارس - تراختور و شهرداری برای حیات دریاچه اورمیه
سه شنبه 1390/05/25 17:57
در خواست هواداران از مدیر عامل باشگاه و نمایندگان مجلس این است همانطور که برای رفع محرومیت هواداران تلاش می کنند برای رفع محرومیت دریاچه ارومیه تلاش کنند چه خوب می شد تیمها ی تراختور و شهرداری، ماشین سازی و گسترش فولاد و سایر تیم های آذربایجانی همانطور که در سالگرد های مختلف از طرف باشگاه بنر حاضر می کنند برای نجات ارومیه هم تلاش کنند بنر های مختلفی را در ورزشگاه به خاطر حفاظت محیط زیست آذربایجان نصب کنند.
درست چند سال پیش بود که موسسه نشنال جئوگرافیک واژه "خلیج عربی" را داخل پارانتز کنار " خلیج فارس" آورد. بعد آن روز دیگر دولتیان، دانشگاهیان، استادان، خبرنگاران، طرفداران محیط زیست و... آرام و قرار نداشتند. تمام حرفها و نوشته ها و نگاهایشان نیز خلیج فارس شده بود. فریادهای آنها از جنس عشق به وطن نبود بلکه به خاطر کلمه پارس بود. همه چیز دور و بر ما اسم خلیج فارس گرفت: بزرگراه خلیج فارس، شهرک خلیج فارس، مرکز سیمای خلیج فارس، جام خلیج فارس، هتل خلیج فارس ... و بالاخره روز ملی خلیج فارس در تقویم کشور. دیروز چشمانمان بر صفحه تلویزیون بود، بازیهای لیگ برتر فوتبال ایران پخش می شد. دو شبکه موبایل کشور ( ایرانسل و همراه اول) کورس رقابت برای نام خلیج فارس گذاشته بودند و کمی آنسوتر، در میان سرزمین سبز آذربایجان دریاچه ای در حال جان دادن است. دریاچه ای زندانی شده میان سدها، اسیر شده میان ناشکریها، رنگ باخته میان دشمنان سرزمینش.
او هر روز روزه آب می گیرد تا در غروب آفتاب غم انگیزش با قطره آبی افطار کند تا در تاریکی شب هیچ کس صحرای تشنگی او را نبیند. دریای من، ای گنجینه اسرار سرزمینم، ای شاهد تاریخ خاک من، بی تو من کجا توانم شهرم را آدرسی دهم؟ شهر اورمیه شهری است کنار؟! باید باشی تا فریاد زنم کنار" دریاچه اورمیه" دریای ما نیز عاشق تراختور هست. تنها تیمی که او را فریاد میزند. تنها تیمی که مثل او 8 سال در انتظار آزادی بود. دریای من هر هفته چشمانش را به سهند دوخته تا سرخی آبش را با سرخی هوادارن تراختور از یاد ببرد.
امواج هوادارانش را بر ساحل خشک شده خود بزند و شادی آنها را صدای خود کند تا در سکوت شب موسیقی خوابهای کودکان سرزمینم باشد. دریای من. بدان که مردان سرزمینت تو را همچون تراختور آزاد خواهند کرد تا در سهند جانی دگر گیرند و در آبی آبهایت سرمست شوند.
ای ترک عزیز آگاه باش!
سه شنبه 1390/05/25 17:57
اوج قدرت نمایی ترکان در جهان با حکومت های دولت ترک عثمانی (غرب آسیا، شمال آفریقا، جنوب شرقی اروپا) و گؤک تؤرک (گؤک تؤرک شرقی و گؤک تؤرک غربی واقع در شمال کره و دریای ژاپن تا اطراف قره دنیز یا همان دریای سیاه) و خزرها (خزرها، ترکانی بودند که در اطراف دریای خزر زندگی می کردند و بیش از هشتاد درصد سواحل خزر را در اختیار داشتند)
اروپاییان استعمارگر می گویند که اگر می خواهی بر ملتی حاکم شوی، باید دو چیز را ازش بگیری: زبان مادری و تاریخش را
ای برادران و خواهران ترک! خود را آذری نخوانید که فتنه پان پارس هاست. خود را آریایی نخوانید که شما ترک هستید و ترک و آریایی هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. در زبان مادری خودتان کلمات پارسی به کار نبرید که موجب نابودی زبان اجدادیتان می شود که با چه زحمتی، سینه به سینه به شما رسیده است. با فرزندان خود به پارسی حرف نزنید که هیچ گاه زبان پارسی پیشرفت به دنبال ندارید و همچنان که می بینید این سگان پارسی زبان را کسی در دنیا آدم به حساب نمی آورد و در هیچ جای دنیا، کشوری که ایشان اداره می کنند، مقامی ندارد. این پارس ها، همه را به چشم دشمن می بیند، امریکا و کل اروپا را به خاطر حسادت به آن ها و عرب ها را به خاطر این که در زمان فتح ایران (در زمان خلیفه دوم) گرفتن زنها و دخترای پارس ها رو کردند. به خواب نروید، زیرا در این صورت زمانی می بینید که سرزمین اجدادیتان و زبان مادریتان نابود شده (همان زبان شیرینی که با آن در زمان کودکی برای شما لالایی گفته شده و آرامش گرفته اید!). نگذارید این سرزمین را که پدران و مادرانتان با خون دل از دست اهریمنان نگه داشته اند به دست قوم وحشی کرد (نیمه جنوبی آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه که جزئی از سرزمین آذربایجان باستان هستند) یا ارامنه انگل (سرزمین مادری ام قره باغ در اشغال ارامنه و خود کشور ارمنستان که جزئی از سرزمین آذربایجان باستان ترکان هستند) بیفتد و زبانتان را عوض نکنید که ما ترک هستیم و با فتنه ها، دچار سردرگمی نشوید و بر عقیده خود استوار باشید.
یاشاسین آنا یوردوم آذربایجان – یاشاسین تؤرکؤ دیلی – یاشاسینلار بؤتؤن تؤرکلر (سیصد میلیون ترک جهان)
سامی یوسف، ناصر حجازی، روح الله دادشی، مولانا و نظامی ترک هستند.
سه شنبه 1390/05/25 15:44
در مورد سامی یوسف باید بگویم که او هم مثل خیلی از آذربایجانی های دیگر، افتخار تمام ترک ها است. چیزی که برای فارس ها خیلی خجالت آور است، ادعای پان فارس هاست که در سایت ها یا ویکیپدیای پان فارسی او را فارس معرفی می کنند. خیلی ها، اطلاع ندارند که مرحوم ناصر حجازی از پدری تبریزی و مادری زنجانی در تهران به دنیا آمده است (هر دو ترک آذربایجانی) یا اسم فرزندانش آتیلا و آتوسا (اسامی ترکی) می باشد. مرحوم روح الله دادشی ترک که اهل شهر میانه آذربایجان شرقی، همشهری یوسف کرمی ترک می باشد، همچنان که علی دایی ترک اهل اردبیل آذربایجان و کریم باقری ترک و سیروس دین محمدی ترک و ستار همدانی ترک اهل تبریز آذربایجان هستند، همان طور که بابک پدر ترکان آذربایجان و سید جمال الدین اسدآبادی ترک هستند. خیلی ها نمی دونند که مولانا جلال الدین بلخی (رومی) مشهور به مولانا، ترک است که در شعرهایش می گوید:
بیگانه می گویید مرا زین گویم - در شهر شما خانهی خود میجویم
دشمن نیم ار چند که دشمن رویم - اصلم ترک است، اگر چه دری گویم
یا حکیم نظامی گنجوی در سروده هایش چنین بازگو می کند:
پدر در پدر مر مرا ترک بود***به فرزانگی هر یکی گرگ بود
و خیلی از شخصیت های بزرگ که متعلق به ترک ها است، به یک باره توسط پان فارسان، آریایی یا فارس معرفی شده اند. یادمان نرفته که شما فارس ها بر سر ستارخان و باقرخان (سردار ملی و سالار ملی) و اطرافیان آن ها که اهل تبریز و ترک آذربایجان بودند، در تهرانتان چه بلایی آوردید و یکی را به شهادت رسانده و دیگری را زندانی کردید تا این که او نیز در زندان شما به شهادت رسید. لابد پس فردا که از خاطر مردم، این ها فراموش شدند، شما پان فارس ها و پان آریایی های دغل مثل بابک قهرمان و سید جمال الدین اسد آبادی، این ها را نیز مصادره کرده و به تاریخ جعلی خود خواهید چسباند و می گویید که این ها فارس بوده اند و ترک ها، به علت دشمنی با فارس ها این ها را به شهادت رسانیده اند، همان طورکه در مورد بابک و جمال الدین، این اراجیف را بافته اید، و یا این که می گویید که سردار ملی و سالار ملی، جدایی طلب بوده اند و ما نیز به همین خاطر این کار را باهاشون کردیم.
دشمنی یهودیان با ترکان و فتنه سازی برای تفرقه بین مسلمانان و هوشیاری رهبر معظم انقلاب 2
سه شنبه 1390/05/25 15:43
حال این فارس گرایان با تاریخ نداشته یشان بر سایر مردمان فخر می فروشند وسیاست های منسوخ زمان رضاقاطرچی (رضا پالان چی) را ادامه می دهند. مثلا ترکان سه حکومت تاریخی چند صد ساله و مؤثر در تاریخ جهان را ساخته اند که اصلا به آن ها اشاره ای نمی کنند. (گوک تورک، عثمانی و خزرها)
با بررسی های اخیر معلوم گردید: بنای تخت جمشید درست است که در 2480 سال پیش آغاز به ساخت آن کرده اند، ولی هیچ گاه ساخت بنای آن به اتمام نرسیده است (حداکثر ساخت 30% بنا) و هیچ حکومتی در آن انجام نشده و هیچ گاه پایتخت نشده است و برخی آثار جدید مکشوفه نشان می دهد که این بنا اثر عیلامیان می باشد نه فارس ها. عیلامیانی که ترکان ایران و آذربایجان و ترکیه خود را از نسل آنان و سومریان می دانند که یکی از دلایل آشکار آن، التصاقی بودن افعال آنان می باشد. این تاریخ بافته شده فارس ها، اراجیفی بیش نمی باشد که فتنه انگلیس توطئه ساز است و اخیرا، رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) که خودشان از ترکان آذربایجانی می باشند (روستای خامنه واقع در شهرستان شبستر استان آذربایجان شرقی) دستور دادند که در علوم انسانی کشور تغییرات اساسی صورت گیرد که یکی از همین کارها، حذف تاریخ جعلی و انگلیس ساخته هخامنشیان (کوروش و کتیبه اش به همراه تخت جمشید) از کتب مدارس ایران هست که قرار شده از سالتحصیلی 91-90 این اراجیف فتنه برانگیز به شکر خدای تبارک و تعالی حذف گردند که نشان از درایت والای رهبر فرزانه انقلاب (دامة برکاته) در خاموش کردن فتنه ای دیگر می باشد که هیچ گاه چنین تاریخی وجود نداشته است.
یاشاسین تؤرک اوغلانلار – یاشاسین آذربایجانیم – یاشاسین عزیز رهبریم
دشمنی یهودیان با ترکان و فتنه سازی برای تفرقه بین مسلمانان و هوشیاری رهبر معظم انقلاب 1
سه شنبه 1390/05/25 15:43
در زمان حکومت ترک عثمانی بر قسمت های مخنلف سه قاره جهان، یهودیان از پادشاه عثمانی، سرزمین اورشلیم را طلب کردند و حتی خواستند با پول به آنان بفروشند که در شاه ترک که سنی مذهب بود، در پاسخ گفت: سرزمینی را که سرورمان عمر بن الخطاب در صدر اسلام فتح کرده اند را ما نمی فروشیم، زیرا تا ابد این ننگ بر ما می ماند. بدینسان بود که یهود و استعمار پیر (انگلیس) با ترکان دشمن گردید و برایشان فرقی نمی کرد که این ترکان در داخل حکومت عثمانی باشند یا خارج آن. این فتنه ها ادامه یافت تا این که به فکر تفرقه بین مسلمین افتادند. داستانی تخیلی ساختند و آن را به فارس ها، دیکته کردند و بنده خود ساختند که در اثر آن تخت جمشید را از زیر خاک بیرون آوردند و عناوینی همچون کوروش به اصطلاح کبیر و کتیبه حقوق بشرش نداشته اش را پیش کشیدند و باعث دشمنی ترکان و اعراب مسلمان با فارس ها گردیدند که هیچ گاه چنین تاریخی نداشتند و هدف انگلیس مثل همیشه، فتنه سازی و آشوب بین مسلمین بود. شهریار شیرین سخن ترک در باب چنین مسائلی می فرماید:
چو خواهد دشمنی، بنیاد قومی را براندازد – نخست آن جمع را، از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هر یک را، به تنهایی بدو تازد – چنان اندازدش از پا، که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را، ندانستی فریب و فن – الا تهرانیا انصاف می کن، خر تویی یا من
یوسف
چهارشنبه 1390/03/4 20:45
سلام میلاد دخت نبی اکرم مبارک
تبدل لینک میفرمایید
پاسخ نقش جهان : سلام ممنون عید شما هم مبارک .
شما لینک شدید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
/* www.veldan.tk */